روز مرگم
|
|

روز مرگــم ، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد
همه را مسـت وخراب از مــي انگور کنید
مزد غـسال مرا سيـر شـرابش بدهيد
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهيد
بر مزارم مگـذاريـد بـيـايد واعــظ
پـيــر ميخانه بخواند غــزلي از حافـظ
جاي تلقــيـن به بالاي سرم دف بـزنيـد
شاهدي رقص کند جمله شما کـف بزنيد
روز مرگــم وسط سينه من چـاک زنيـد
اندرون دل مــن يک قـلمه تـاک زنـيــد
روي قــبـرم بنويـسيــد وفـادار برفـت
آن جگر سوخته خسته از اين دار برفــت
نظرات شما عزیزان:
ادامه مطلب |
پنج شنبه 23 تير 1390برچسب:, |
|
|
|